تک وب روزبه حصاری
با اولین و به روزترین مطالب میزبان شما هستیم
نويسندگان
لینک های ویژه

سلام بر همه دوستداران روزبه حصاری
ما این وب رو برای شما که مثل ما عاشق بازی روزبه حصاری هستید راه اندازی کردیم. با پیشنهادها و انتقادات خودتون ما رو در اداره هر چه بهتر این وب همراهی کنید. منتظر پیام های پر مهرتون هستیم. 
توجه: استفاده از مطالب اختصاصی تک وب روزبه حصاری فقط با ذکر منبع، مجاز و بلامانع است 

[ پنجشنبه 29 اسفند 1392 ] [ 0:28 ] [ زهرا ]

سلام برو بچ

بالاخره رمز کاربری مو بیدا کردم

واااااااااااااااااااااای محمد موسوی رو دیدین

محشر بود

هستی جون شما چطورین ؟خوش میگذره؟چه خبر از روزبه حصاری؟

خدایی دلم واستون تنگ  شده بودا

[ دوشنبه 1 ارديبهشت 1393 ] [ 19:21 ] [ زهرا ]

آدينه اي دلپذير... موسيقي روح نواز... گپي دوست داشتني... با حسين خان پاكدل

منبع: صفحه اینستاگرام روزبه حصاری

[ شنبه 30 فروردين 1393 ] [ 20:27 ] [ هستی ]

 

روزبه حصاری و امیر کوروش اعرابی بعد از مراسم ختم ناصر گیتی جاه

منبع: صفحه اینستاگرام روزبه حصاری

 

[ سه شنبه 26 فروردين 1393 ] [ 20:30 ] [ هستی ]
 
 
 
 
 
 
بعضی روزها فقط باید رفاقت کرد
بايد فقط ايستاد...
بايد فقط خيره نگاه كرد...
بايد فقط فكر كرد....
وقت تنگ و فردا دير است!
#روز#رفيق#فكر
 
منبع: صفحه اینستاگرام روزبه حصاری 
 
 
[ سه شنبه 26 فروردين 1393 ] [ 20:28 ] [ هستی ]

[ پنجشنبه 21 فروردين 1393 ] [ 2:08 ] [ هستی ]

منبع: پیج رسمی روزبه حصاری

[ پنجشنبه 21 فروردين 1393 ] [ 2:00 ] [ هستی ]

سلام عیدتون مبارک

[ چهارشنبه 6 فروردين 1393 ] [ 19:06 ] [ زهرا ]

تک وب روزبه حصاری

منبع: پیج رسمی روزبه حصاری

[ سه شنبه 5 فروردين 1393 ] [ 3:12 ] [ هستی ]

 

اختصاصی تک وب روزبه حصاری

عکس و مطلب مربوط به پیج رسمی روزبه حصاری هستند ولی مونتاژ اونها رو خودم انجام دادم.

استفاده از این عکس فقط با ذکر منبع مجاز و بلا مانع است 

[ سه شنبه 5 فروردين 1393 ] [ 3:05 ] [ هستی ]

 

 

 

این بهاریه ویژه رو میتونید از لینک زیر دانلود کنید


 

استفاده از این عکس فقط با ذکر منبع مجاز و بلا مانع است 

 

[ جمعه 1 فروردين 1393 ] [ 9:54 ] [ هستی ]

تک وب روزبه حصاری

منبع: پیج رسمی روزبه حصاری

[ چهارشنبه 28 اسفند 1392 ] [ 12:14 ] [ زهرا ]

منبع: پیج رسمی روزبه حصاری

[ چهارشنبه 28 اسفند 1392 ] [ 12:45 ] [ زهرا ]

منبع: پیج رسمی روزبه حصاری

منبع: اولین وبلاگ رسمی هواداران نوید محمدزاده

 

[ چهارشنبه 28 اسفند 1392 ] [ 12:45 ] [ زهرا ]

تک وی روزبه حصاری

تک وب روزبه حصاری

تک وب روزبه حصاری

منبع: پیج رسمی روزبه حصاری

[ چهارشنبه 28 اسفند 1392 ] [ 12:46 ] [ زهرا ]


زهرا جون نتونستم از حساب کاربری خودم این مطلب رو پست کنم. با حساب کاربری تو وارد شدم.

انگار مشکل ابربلاگ هنوز کاملا برطرف نشده!!!

[ دوشنبه 26 اسفند 1392 ] [ 0:09 ] [ زهرا ]

همراهان همیشگی تک وب روزبه حصاری

سلام

بابت اشکالی که این چند روزه پیش اومده بود پوزش میخوایم. البته مشکل از طرف ما نبوده، در واقع ما از طرف سیستم ابربلاگ ازتون عذر میخوایم. امیدواریم که دیگه تکرار نشه.

[ شنبه 24 اسفند 1392 ] [ 20:50 ] [ زهرا ]

تک وب روزبه حصاری

عکس: سپیده علیزاده

 

 

[ شنبه 24 اسفند 1392 ] [ 20:46 ] [ زهرا ]

تک وب روزبه حصاری

 

منبع: پیج رسمی روزبه حصاری

[ يکشنبه 11 اسفند 1392 ] [ 1:44 ] [ هستی ]

مرسی بچه ها من و هستی جون هردومون از بس نویسندگی این وب برمی یایم

من برای وب محمد موسوی گفتم سوء تفاهم نشه*

 

اینم داداش محمد گل گلاب خودم

که خیـــــــــــــــــــــــــــــــــلی دوسش دارم

نظرتون راجع به ایشون چیه؟

[ شنبه 10 اسفند 1392 ] [ 18:21 ] [ زهرا ]

سلام بچه ها جون

خوبید؟ببخشید که در به دیر آب میکنیم

میخواستم از همه ی شما بزرگان به خصوص رها جون و عشقم روزبه و همه ی کاربران این سایت دعوت

 کنم که به وبلاگ کانون هواداران سید محمد موسوی که یکی از والیبالیست های به نام کشور عزیزمان

هستند که با مدیریت من(زهرا) هدایت میشه سر بزنید خوشحال میشم

و کسانی هم که توانایی لازم وبلاگ نویسی دارند و میخواهند که در وب من به عنوان نویسنده فعالیت

داشته باشند کلیک کنند و نظرهای خودرا بگذارند

 

کانون هواداران سید محمد موسوی

[ شنبه 10 اسفند 1392 ] [ 11:05 ] [ زهرا ]

عکس از سجاد فروغی

منبع: پیج رسمی روزبه حصاری

[ شنبه 10 اسفند 1392 ] [ 18:18 ] [ هستی ]

عکسی که در زیر مشاهده می کنین مربوط هست به

"هانا حصاری" برادرزاده آقای روزبه حصاری که همین دیروز

یعنی 30 بهمن به دنیا اومده.

 

 

از طرف "تک وب روزبه حصاری" قدم نورسیده رو به خونواده حصاری

مخصوصا عموی عزیز هانا کوچولو تبریک میگیم.

 

آقای روزبه حصاری در پیج رسمی شون این پیام رو به مناسبت تولد هانا کوچولو منتشر کردن:

زندگی...

 
مهمترین هنر آدمی...

 
بر آمده از لحظات پر از غنیمت...پر از هدیه...

 
لحظاتی که دوستی ها را در خود می گنجاند و برای خصومت دیگر جایی ندارد...

 
لحظاتی که گرمای آغوش مادرانه را در خود دارد و برای سرما دیگر جایی ندارد...

 
لحظاتی که معرفت مردانه پدر را در خود دارد و برای بی معرفتی دیگر جایی ندارد...

 
لحظاتی که مملو از ذات نیکوی خداوندیست و برای احوال بد دیگر جایی ندارد...

 
به بهانه اشتراک حال خوبم با دوستانم...

 
و به مناسبت تولد "هانا حصاری" برادر زاده ی جانم...

 
روزبه حصاری- 30 بهمن 1392

 


 

قابل توجه دوستان عزیز:

اگه این خبر رو تو وبتون گذاشتین منبع یادتون نره.

 

[ شنبه 3 اسفند 1392 ] [ 11:26 ] [ هستی ]

 

 

خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ و هنر: سریال تلویزیونی «یادآوری» به کارگردانی حجت قاسم زاده اصل که چندی پیش از شبکه تلویزیونی IFILM پخش شد باعث معرفی یک بازیگر جوان نیز شد.

روزبه حصاری بازیگر جوان نقش علی علایی اولین حضور و تجربه تلویزیونی خود را در این سریال تلویزیونی، رقم زد. او نقش جوانی را بازی کرد که به دلیل قتل به زندان افتاده و محکوم به اعدام است ولی با نجات از اعدام، زندگی برای او اتفاقات جدیدی را رقم می‌زند.

او معتقد است برای بازی در این نقش تلویزیونی چندین مصاحبه از اعدامیان را دیده است و تمام تلاش خود را کرده تا بتواند با راهنمایی های کارگردان، نقش جوانی را بازی کند که تمام شور و شوق جوانی را پشت دیوارهای زندان گذاشته و هر روز با فکر مرگ زندگی کرده است.

درباره این نقش و ورود روزبه حصاری به عرصه بازیگری در تلویزیون با او گفتگویی داشته‌ایم که می‌خوانید:

*شخصیت علی در سریال «یادآوری» فردی بسیار آرام بود. آیا انتخاب شما برای این نقش به دلیل همخوانی آن با شخصیت خودتان بود یا داشتن رابطه‌های مرسوم در سینما و تلویزیون پای شما را به این سریال کشاند؟

- از زمانی که بازیگری را شروع کردم، حتی یک نفر را که از کنار کار هنری رد شده باشد، نداشتم اما این دلیل کافی برای بی توجهی به میل قلبی‌ام نسبت به هنر و بازیگری نبود. هنر دغدغه ای بود که از دوران کودکی با من بود. در ابتدا هنر را با یادگیری موسیقی آغاز کردم، بعد از آن به طور حرفه ای نقاشی و خطاطی را شروع کردم.

دوست داشتم هنر را در همه رشته ها یاد بگیرم و برای رسیدن به همین نقطه از کارم هم سختی کشیده‌ام. با توجه به اینکه تئاتر هم کار می کردم، سختی کشیدن هایی که روال کار هنرمندان تئاتر است، مانند بی پولی را هم تجربه کردم اما به فکر باز ستاندن پر از کینه این هزینه ها از عالم نیستم زیرا من بهای عشقم به فضای مقدس هنر نمایش را پرداختم و ازین بابت به خودم می‌بالم.

البته زمانی که وارد کار تئاتر شدم، یک برچسب به من زده شد. متاسفانه یک تفکر غلطی بین برخی از دوستان شکل می گیرد که بازیگر یا بازیگر است یا خوش چهره. زمانی که بازیگران بین‌المللی را نگاه می کنید می بینید که جذابیت های بصری برای بازیگر مهم است، اما در کنار آن تکنیک های بازیگری نیز بسیار با اهمیت بوده و همین مسئله سبب شده تا آن بازیگر، یک بازیگر کامل شود. اینکه می گویند یک بازیگر یا بازیگر است یا خوش چهره، تفکر غلطی است که متاسفانه در مناسبات سینمایی ما جا افتاده است که این مسئله به دلیل ورود برخی از بازیگران به سینمای ایران است که تنها خوش چهره بود‌ه‌اند. این طرز فکر و این مقابله که نمی‌دانم از کجا می جوشید من را در سال های اول فعالیتم در تئاتر اذیت کرد.

*یعنی معتقد بودند شما به دلیل چهره تان نیازی به تلاش چندان در عرصه بازیگری ندارید؟

- در واقع معتقد بودند که من نیازی به تئاتر ندارم و به راحتی می توانم وارد سینما شوم. تمام آن عده اندک زمانی که روی صحنه بودند سعی در شبیه شدن به فلان بازیگر سینما را داشتند.

ولی آنها هدف اصلی من را نمی دانستند. برای من همه مدیوم های بازیگری مقدس و محترم هست و خدا را شکر تجربه حضور در هر سه مدیوم بازیگری را در کارنامه ام دارم.

اگر مارلون براندو یا سر لارنس الیویر  را به عنوان الگوهای مناسب قبول داریم، باید کارهای آنها را در مدیوم های مختلف بررسی و مطالعه کنیم. بنابراین هیچکس نمی تواند سینما را کم ارزش تر از تئاتر بداند. گرچه تئاتر مهد هنر بازیگری است اما سینما ویترین کامل تری است برای عرضه عمومی تر هنر بازیگری چراکه ویترین جذاب تری هست.

 

من در مقابله با این تفکر، نقش های متفاوتی را بازی کردم، نقش هایی که شاید بهتر بود بازی نکنم. از زحمتی که برای همه کارهایم کشیدم دفاع می‌کنم اما معتقدم هر بازیگری برای طیفی خاص از نقش ها ساخته شده است، هرچه قدر بازیگر قدرتمندتر باشد این طیف را وسعت می دهد، اما یک جایی می رسد که این طیف یک سری از نقش ها را نمی تواند پوشش دهد، اما متاسفانه برخی از بازیگران دست روی نقش هایی می گذارند که در طیف توانایی‌هایشان نیست و اینجاست که اشتباه می‌کنند.

*با چه گروه های تئاتری تجربه بازیگری داشتید؟

- من چهار سال تئاتر را بدون دغدغه کار تصویری بازی کردم، اما در گروه خاصی فعالیت نمی کردم، گاه با گروه های تئاتری دانشگاه‌های هنر تهران و سوره و گاهی هم با بچه های تئاتر کارنامه بازی کردم چراکه در این موسسه آموزش بازیگری دیدم و تمامشان خانواده دوم من و از نسل من هستند و حتما برایم بسیار مهمند.

*انتخاب شما برای نقش علی چگونه رخ داد؟

- هر کارگردانی وقتی می خواهد یک بازیگر را برای نقشی انتخاب کند، حتما یک ذهنیتی نسبت به آن شخصیت دارد. برای نقش علی در سریال «یادآوری» آقای قاسم زاده اصل فراخوانی را بین بازیگران جوان منتشر کرد، من نیز به دنبال فرصتی بودم که در یک فیلم یا سریال تلویزیونی که بتوانم به بودنم در آن افتخار کنم، حضور داشته باشم تا اینکه این فرصت به من و تعداد زیادی از جوانان داده شد.

من در بین علاقه مندانی که در دفتر آقای قاسم زاده اصل حضور داشتند، هیچ امتیاز خاصی نداشتم و حتی می توانم بگویم که امتیازاتم نسبت به بعضی از آنها کمتر بود چراکه برخی از آنها تجربه جلوی دوربین رفتن داشتند و من نداشتم، برخی از آنها معرفی شده بودند و من نه. در ابتدا تست اول را دستیار آقای قاسم زاده از من گرفت و قرار شد که تست اصلی با حضور خود آقای قاسم زاده انجام شود، البته این شروع کار بود. زمانی که فهمیدم چه نقشی را می خواهم بازی کنم برای من سخت بود. موقعیت درام یک بحث است و فراز و نشیب های آن شخصیت امر دیگر، به خصوص اینکه قرار بود اولین نقش من نقش یک فرد اعدامی باشد.

نزدیک به یک ماه طول کشید تا جواب نهایی به من داده شد. البته به غیر از من 5 نفر دیگر نیز به مرحله نهایی رسیدند که در نهایت من انتخاب شدم. اگر غیر از من بازیگر دیگری برای این نقش انتخاب می شود، اگر به من می گفتند که تو توانایی بازی در این نقش را نداری قطعا ناراحت می شدم، اما اگر می گفتند که تو برای این نقش مناسب نیستی، اصلا ناراحت نمی شدم چرا که بازیگر باید پاسخگوی ذهنیت کارگردان باشد. به همین دلیل فکر می کنم در ذهن آقای قاسم زاده برای این نقش مناسب تر بودم، البته من نیز تمام تلاش خود را برای این نقش کردم.

*علی فیلمنامه خود آرام بود و یا شما این آرامش را به علی دادید؟

- من ذاتا آدم آرامی نیستم و این آرامش شخصیت علی آرامشی بود که در فیملنامه وجود داشت. زمانی که فیلمنامه آماده نیست، خطر بد دیده شدن، بازیگر را تهدید می کند. زمانی که فیلمنامه قبل از شروع کار آماده باشد، بازیگر به خوبی با شخصیت داستان آشنا شده و می داند که شخصیتی که قرار است آن را بازی کند در چه زمان هایی برون‌ریزی عاطفی دارد و یا در موقعیت هایی سکوت خود را حفظ می کند. در چنین زمانی است که بازیگر به خوبی با شخصیتی که قرار است بازی کند ارتباط برقرار می کند.

خوشبختانه فیلمنامه «یادآوری» یک فیلمنامه کامل بود و با توجه به شخصیت علی، به این نتیجه رسیدم این شخصیتی که از اعدام جان سالم به در برده باید یک شخصیت آرام داشته باشد. به خاطر دارم در اولین سکانس هایی که در خانه علی جلوی دوربین رفتم، کمی پرجنب و جوش شخصیت علی را بازی کردم که آقای قاسم زاده به من گفت علی اینقدر تحرک و جنب و جوش ندارد و ما می خواهیم مخاطب تغییر جهان‌بینی این شخصیت و آرامش او بعد از رهایی از مرگ را درک کند. همین یک تذکر به جایی رسید که بتوانم علی علایی را با تمام فراز و فرودهای عاطفی بازی کنم. آرامش علی علایی همان چیزی بود که کارگردان و فیلمنامه از من خواسته است و چیزی نیست که من از بیرون آورده باشم.

*اما علی علایی حتی قبل از اعدام نیز یک آدم آرام بود، این در حالی است که علی در سن 18 سالگی به زندان می رود و سال ها در زندان می ماند، اما او با توجه به حضورش در زندان، ادبیات متفاوت داشته و مانند یک انسان تحصیل کرده با سطح ادبی بالا به تصویر کشیده شده است. او لازم بود از فضای زندان تاثیر گرفته باشد اما در سریال این‌طور نشان داده نشد.

- چنین ادبیاتی برای شخصیت علی علایی انتخاب شده بود. من اعتقاد دارم که وقتی در یک اثر نمایشی کار می کنیم، وظیفه ما عینیت بخشیدن به دنیای همان اثر است نه اینکه لزوما بخشی از زندگی حقیقی را نشان دهیم. زمانی که یک اثر نمایشی را می بینیم، باید باور داشته باشیم که این تنها یک اثر نمایشی است. به نظر من تحلیل درست زمانی رخ می دهد که با توجه به دنیای خود اثر و دنیای خود این شخصیت این قضیه را نقد کنیم. تصور خود من از این آدم زندانی این بود که موهایش را از ته تراشیده و لباس کثیف و مندرس به تن دارد، اما علی علایی چنین شخصیتی ندارد.

پدر علی در یکی از دیالوگ ها می گوید باید بروی و لیسانس بگیری چراکه از دوست های خود عقب هستی. علی علایی می گوید آنقدر که من در زندان کتاب خواندم اگر کنکور می دادم تا الان 2 لیسانس گرفته بودم. علی در زندان خیلی کتاب می‌خواند.

*درست است که علی در زندان کتاب می خواند و در شخصیت او و نوع برخوردش با دیگران این مسئله کاملا مشخص است، اما شخصیت علی در سریال بدون هیچ تاثیری از زندان تصویر شده بود. آیا این به آن معنا نیست که فیلمنامه نویس به دنبال این است که نشان دهد هر فردی که به زندان می رود جنایتکار نیست و هر کسی که از زندان برمی‌گردد نباید از جامعه طرد شود و حتی می تواند یک شخصیت فرهیخته باشد.

- به هر حال نویسنده شخصیت تیمور را هم خلق کرده بود؛ شخصیتی که سال ها در زندان بوده و زمانی هم که آزاد می شود خلاف هایی سنگین‌تر از قبل در جامعه انجام می دهد.

البته تضاد خیر و شر در داستان باید وجود داشته باشد اما نباید فراموش کرد که قصه زندان و اعدام علی تنها بخشی از اتفاق های این مجموعه بود که برای پیش بردن درام لازم بود. بالاخره باید چالش بزرگی رخ می داد تا رها شدن از این چالش باعث ایجاد تغییرانی در این شخصیت شود.

فکر نمی کنم نویسنده در مورد علی علایی به دنبال رساندن پیام اجتماعی یا نصیحت عمومی به جامعه بوده بلکه به دنبال خلق کردن درست این شخصیت براساس جهان‌بینی داستان بوده است. نظر شما در مورد بازیم در نقش علی حتما برایم قابل احترام و شنیدنی است، اما این انتخابی برای شخصیت علی است و در مورد پردازش و نگارش این شخصیت من در مقام پاسخگویی نیستم.

* آیا برای آشنایی با شرایط شخصیتی که محکوم به اعدام است ولی اعدام نمی‌شود، با موارد اینچنینی برخورد داشتید؟

- علی در این سریال مرگ را قبول می‌کند. من برای بازی در این سریال خیلی فیلم اعدام و مصاحبه های قبل از اعدام دیدم، البته یک شانس خوبی که داشتم این بود که قبل از انتخاب شدن برای این نقش، یک کاری را برای سازمان میراث فرهنگی در باغ موزه قصر انجام می دادیم که در آن برنامه توانستم با فضای زندان به خوبی آشنا شده و فیلم های افراد اعدامی را ببینم.

این افراد، آدم هایی بودند که هیچ چیز غیر از مرگ را در صورت آنها نمی‌بینیم. تک سکانس های نوجوانی علی علایی نشان می دهد که او قبل از زندان یک انسان مانند انسان های دیگر با همان برخوردهایی که همه نوجوانان دارند، بوده است. اتفاق ضرب و شتم برای علی علایی یک نقطه عطف بوده و همان لحظه عوض شده و این 6 سال حضور او در زندان و کتاب خواندن او به این شخصیت ثبات بخشیده است. بعد از آن نیز علی تجربه مرگ و بازگشت دوباره به زندگی را پشت سر می گذارد که خود نقطه عطف جدیدی برای اوست.

بعد از این تجربه علاوه بر آرامش، یک نگاه از بالا به وقایع اطراف را در علی می بینیم. او دیگر خیلی چیزها را تجربه کرده است و حتی نمی تواند در مورد آنها حرف بزند. برای این نقش با یک شخصیتی که 10 ساعت تجربه مرگ داشت، صحبت کردم. هرچه از او می پرسیدم که چه اتفاقی افتاده و چه چیز را تجربه کرده است، او می گفت که چه چیزی بگویم؟ شما هیچ چیز از این تجربه نمی‌فهمید. این فرد قبل از مرگ یک آدم شرخر و ناآرام بود که بعد از تجربه مرگ، تبدیل به یک انسان آرام و اهل نماز شده بود. دیدن این همه تغییر در این فرد واقعا عجیب و باور ناپذیر است. زمانی که من چنین شخصیت واقعی را می بینم، باید رگه هایی از این واقعیت را در شخصیتی که می خواهم بازی کنم، تجلی دهم.

*در سریال «یادآوری» ناگهان حجم عظیمی از افراد را می بینیم که تجربه مرگ را پشت سر گذاشته اند که چنین حجمی برای مخاطب قابل درک نیست. فکر نمی کنید بهتر بود تعداد این شخصیت ها و یا اتفاقات عجیبی که برای آنها رخ می دهد، کمتر بود؟

- شما خیلی زیرکانه می خواهید از فیلمنامه از من پرسید، این در حالی است که من نمی توانم در رابطه با چنین موضوعاتی از فیلمنامه اظهارنظر کنم، چراکه من نویسنده فیلمنامه نبودم.

فیلمنامه‌نویسی کار بسیار سختی است و در روند تولید یک اثر نمایشی مهمترین اصل داشتن یک متن دراماتیک خوب است. نویسنده در اصل از عدم چیزی را به وجود می آورد اما به نظر من وقتی چنین افرادی در جامعه وجود دارند، چرا نباید به آنها پرداخته شود. تعداد این افراد در فیلمنامه خواست فیلمنامه‌نویس بوده و حتما تفکر و تعمقی از جانب خانم غفاری نویسنده «یادآوری» در پس این موضوع هست.

*چقدر دست شما برای بازی کردن نقش علی باز بود و تا چه اندازه برای درست بازی کردن این نقش از کارگردان خط گرفتید؟

- آرزو می کنم یک کارگردان برای من آنقدر قابل اعتماد باشد که دستانم را جلوی او ببندم و بگویم خودت باز کن. حجت الله قاسم زاده اصل کارگردانی بود که بازیگران به او اعتماد دارند. او کارگردانی است که وقتی جلوی دوربین او قرار دارید دیگر نگران نیستید و  خیال بازیگر از اینکه یک نفر هست که به خوبی بازی او را پشت دوربین نگاه می کند، جمع است.

بسیاری از کارگردانان فقط به زیبایی های بصری  اهمیت می دهند و بازی را فقط برعهده بازیگر می‌گذارند. درست است که بازیگر باید یک شخصیت را بازی کند اما هدایت بازی برعهده کارگردان است. من به عنوان یک بازیگر علاقه مند هستم رابطه مستقیمی با کارگردان داشته باشم تا بتوانم با جهان‌بینی کارگردان آشنا شده و آن را بازی کنم. در چنین حالتی است که بازیگر به ذهنیت کارگردان اثر می‌بخشد و در راستای اثر فعالیت می‌کند و گمان میکنم وقتی کاری بازیگردان دارد این همسویی مخدوش می شود.

خوشبختانه این رابطه حرفه ای و البته صمیمانه با کارگردان در «یادآوری» وجود داشت.

*پس در واقع شما همان نگاه کلاسیک به بازیگری را دارید؟

- از نظر من میزانسن موضوعی است که بازیگر باید به آن توجه کند. در لحظه زیستن با آکادمیک کار کردن تقابلی ندارد. کارگردان باید بگوید از بازیگر چه می خواهد و بازیگر آن را انجام دهد. البته من نظراتی را در رابطه با بازی نقشم با کارگردان در میان می گذاشتم که او نیز به درستی من را قانع می کرد که باید شخصیت علی در چنین لحظه ای چنین واکنشی از خود نشان دهد.

*به نظر شما چه نیازی بود که شخصیت علی و دیگر شخصیت های جوان در این سریال همه چشم روشن باشند؟

- در دهه 70، یک سری بازیگر چشم رنگی به سینمای ایران آمدند. آن زمان من مخاطب سینما و تلویزیون بودم و از اینکه چنین اصطلاحی درباره این بازیگران به کار می‌بردند ناراحت می شدم چراکه از نظر من این واقعیت وجودی آن بازیگر است و مهم این است که چطور نقش‌هایش را ایفا می کند، اما بعدها متوجه شدم در مورد برخی بازیگران حق دارند که این حرف را بزنند که تنها به خاطر چهره و یا حتی رنگ چشم‌شان وارد سینما شده‌اند.

البته در میان آنها بازیگرانی هستند که توانستند به دلیل توانایی‌هایشان ماندگار باشند، به عنوان مثال می توان به بهرام رادان و محمدرضا فروتن اشاره کرد که هر کدام موفق به دریافت سیمرغ شده‌اند یا پژمان بازغی که نقش های خوب زیادی بازی کرده است. این بی معرفتی است که یک بازیگر را به دلیل مشخصات چهره‌اش بکوبیم. بازیگر زیبا به واسطه زیبا بودنش یک سری مخاطب را به سینما می کشاند که این هیچ ایرادی ندارد ولی مهم این است که همین فرد باید تکنیک بازیگری را هم بیاموزد و بر این حرفه مسلط شود.

آقای قاسم زاده اصل جزو کارگردانانی است که  زیبایی برای او اصل نیست. درباره گریم خودم و اینکه چرا چشم های من در این سریال روشن بود، باید بگویم که برای من هم راحت تر بود که لنز نگذارم اما این رنگ چشم و گریم آقای اسکندری یک معصومیتی خاص به علی داد. آقای اسکندری با این همه سال تجربه بطور قطع منطق کاملتری از طراحی گریم یک بازیگر دارد. در بعضی کارها گریم ها به گونه ای انجام می شود که احساس نمی شود این بازیگران یک خانواده هستند. گمان می‌کنم در «یادآوری» یکی از دلایل انتخاب این گریم انتقال این حس به مخاطب بوده است.

گفتگو از نیوشا روزبان-خبرگزاری مهر

 

[ يکشنبه 20 بهمن 1392 ] [ 2:09 ] [ هستی ]

معاینه علی اعلایی پس از زنده شدن توسط دکتر عرشیا (در سه پارت)

 

پارت اول (حجم: 7 مگابایت)

 

پارت دوم (حجم: 7 مگابایت)

 

پارت سوم (حجم: 6.1 مگابایت)

صحبت های علی اعلایی درباره اتفاقات بعد از اعدام برای محسن شیخی و دکتر عرشیا

 

پارت اول (حجم: 11 مگابایت)

 

 

پارت دوم (حجم: 11 مگابایت) 

 

پارت سوم (حجم: 10.3 مگابایت) 

 

 

برای چسباندن فایل های ویدیویی به یکدیگر از نرم افزار زیر استفاده کنید

دانلود نرم افزار HJ-Split

 

[ چهارشنبه 16 بهمن 1392 ] [ 14:12 ] [ هستی ]

همراهان همیشگی تک وب روزبه حصاری، مفتخریم به اطلاع شما برسونیم که امروز یعنی 12 بهمن روز تولد آقای حصاری هست.

جیغ و دست و هورااااااااااااااااااااااااا

 

*تولدتون مبارک آقای حصاری*

 

براتون موفقیت روز افزون و شادی مدام آرزومندیم

و اما بریم سراغ بیوگرافی روزبه حصاری: 

 

روزبه حصاری در 12 بهمن ماه 1366 در یک خانواده کم جمعیت در تهران به دنیا آمد. او فرزند کوچک خانواده اش هست و یک برادر بزرگتر از خودش دارد.
از کودکی گرایش ذاتیش به هنر را ابراز می کرد و به مرور در سالهای ابتدایی نوجوانی اش با جدیت بیشتری به فعالیت های هنری در زمینه های مختلف به ویژه موسیقی و نوازندگی سازهای کوبه ای پرداخت.
دوران دبیرستان را در مدارس تیزهوشان (سمپاد) گذرانده و آن دوره را یکی از مهمترین مقاطع زندگیش می داند.
در دانشگاه در رشته ی مهندسی صنایع تحصیل کرده ولی همواره در تکاپو و مطالعه در زمینه ی هنر بوده است.
از سال 1388 فعالیت غیر متمرکز در بازیگری تئاتر را شروع کرد و اولین حضور جدیش در تئاتر مربوط می شود به نمایش "بالاخره این زندگی مال کیه؟" به کارگردانی اشکان خیل نژاد کارگردان جوان تئاتر.
پس از آن دوره های تکمیلی بازیگری را در موسسه کارنامه گذراند و در دوره هجدهم این موسسه که به گفته اغلب اساتید پویاترین و پر استعدادترین دوره این آموزشگاه بوده با بالاترین نمرات فارغ التحصیل شد.
پس از آن با حضور در نمایش های "پیتزا جهان"،"برداشت آزاد"و "مرگ در میزند" صاحب جوایزی در جشنواره های تئاتر شد.
در نهایت "روزبه حصاری"با سریال "یادآوری" به کارگردانی "حجت قاسم زاده اصل" به جامعه هنری معرفی شد.
او خود را همیشه مدیون خداوند، خانواده و دوستانش می داند و پیشکسوتان هنر را چراغ راهش.

"به نقل از پیج رسمی روزبه حصاری"

*با تشکر از دوست عزیزم لیلی که این مطالب رو در اختیار من قرار داد*

[ شنبه 12 بهمن 1392 ] [ 2:15 ] [ هستی ]

 

[ شنبه 12 بهمن 1392 ] [ 0:26 ] [ هستی ]

منبع: سایت آی فیلم بخش هنرمندان

[ چهارشنبه 9 بهمن 1392 ] [ 21:01 ] [ زهرا ]


روزبه حصاری اولین تجربه بازیگریش را در سریال «یادآوری» پشت سر گذاشت و به اعتقاد بسیاری، از این تجربه هم توانست نمره قبولی بگیرد، چرا که او در اولین کار تصویریش باید نقش علی علایی کاراکتر اعدامی را بازی می‌کرد که بعد از اعدامش زنده شد و زندگیش دستخوش تغییرات زیادی شد.

او مجبور شد به خاطر این نقش یک سال با کابوس مرگ زندگی کند و حتی در سردخانه بخوابد تا نقشش باورپذیر از کار درآید. حالا این اولین تجربه موفق برای او مسئولیت‌های زیادی هم به دنبال دارد، چرا که او باید در ادامه با دقت بیشتری عمل کند تا نقش‌های آینده‌اش باورپذیرتر از کار درآید. با ما همراه باشید تا به این موضوع پی ببرید که روزبه حصاری برای آینده حرفه‌ایش چه برنامه‌هایی در سر دارد.


فکر می‌کنم برای یک بازیگر هیچ چیز جذاب‌تر از این نیست که اولین تجربه بازیگریش با استقبال مخاطب مواجه شود، اتفاقی که برای شما در این سریال رخ داد؟

همان‌طور که خودتان هم در سوالتان به این موضوع اشاره کردید این سریال اولین تجربه کار تصویری من بود. به همین علت برایم بسیار مهم بود چون برای یک بازیگر، اولین انتخابش بسیار تعیین‌کننده است، چرا که ‌آینده حرفه‌ایش به نوعی مشخص می‌شود.

حالا که به خاطر این سریال به نوعی آینده کاری‌تان مشخص شده، قصد دارید بعد از نقش علی، چه نقش‌هایی را بازی کنید؟

من به بازی در نقش‌های متفاوت و خاص علاقه‌مند هستم و معتقدم اگر در ادامه باز هم به سراغ تکرار نقش علی بروم، نمی‌توانم چندان موفق ظاهر شوم. کلیشه آفت یک بازیگر محسوب می‌شود و به نوعی او را به سمت سکون سوق می‌دهد.

رسیدن به شهرت در رسانه همه‌گیری چون تلویزیون، شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما به همان نسبت ماندگاری در این رسانه سخت است.

دقیقا همین طور است. تلویزیون به واسطه حجم انبوه مخاطبانش خیلی زود بستر را برای دیده شدن یک بازیگر بویژه اگر کار اولی باشد فراهم می‌کند، اما به همان نسبت میزان مسئولیت آن بازیگر را بالا ‌می‌برد و اگر بازیگر در انتخاب‌های بعدیش دچار اشتباه شود ممکن است دچار فراموشی شود و تلویزیون کارکرد گذشته را برایش از دست دهد.

به نظرتان یک بازیگر تازه کار که ابتدای فعالیت کاریش است تا چه حد می‌تواند این میزان را مدیریت کند و انتخاب‌های درستی داشته باشد؟

جواب این پرسش به ویژگی فردی هر بازیگری باز می‌گردد و این‌طور نیست که شما بتوانید نسخه‌ای یکسان برای افراد بپیچید، اما خودم تمام تلاشم را می‌کنم تا گام‌های بعدیم را هم درست بردارم. در هر حال من برای بازی در این نقش تست‌های زیادی را پشت سر گذاشتم و در نهایت کارگردان یادآوری من را از بین ۳۵۰ بازیگر انتخاب کرد. به هر حال من برای رسیدن به نقش علی شرایط دشواری را پشت سر گذاشتم، شرایطی که ناخواسته من را برای مقابله با شرایط سخت آماده‌تر کرد.

[ چهارشنبه 16 بهمن 1392 ] [ 14:15 ] [ زهرا ]



 الهه حصاری - بازیگر سینما - درخصوص ارزیابی‌اش از فعالیت این روزهای شبکه‌های اجتماعی به عکس جعلی منتشر‌شده‌ با برادر نداشته‌اش اشاره کرد و گفت: در یکی از صفحه‌ها در یکی از شبکه‌های اجتماعی، عکسی از من منتشر شده بود که پایین آن نوشته شده بود: الهه حصاری در کنار برادرش! در حالی که من اصلاً برادر ندارم و ما سه خواهر هستیم*

روزبه حصاری هیچ نسبتی با الهه حصاری ندارد*لبخندخنثی

 

[ يکشنبه 6 بهمن 1392 ] [ 15:30 ] [ زهرا ]

ﺑﺮﺵ ﻫﺎﻳﻲ ﺍﺯ ﭘﺎﺯﻝ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﻲ "ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ" ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻱ ﻓﻴﻠﻢ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭ ﭘﺨﺶ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻣﺤﻤﺪ ﺟﻠﻴﻠﻮﻧﺪ ﺩﺭ ﺳــﺎﻝ ﻫﺎﻱ ﺍﺧﻴﺮ ﺷــﺒﻜﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﻲ ﺑﺎ ﻫــﺪﻑ ﺗﺨﺼﺼ ﻲﺗﺮ ﺷــﺪﻥ ﻭ ﻧﻴــﺰ ﺟﻠﺐ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺯﻱ ﺷــﺪﻩ ﻛﻪ ﺍﺯﺟﻤﻠﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺷــﺒﻜﻪ ﻫﺎﻱ ﻧﻤﺎﻳﺶ، ﻣﺴــﺘﻨﺪ، ﻭﺭﺯﺵ، ﻧﺴــﻴﻢ ﻭ ﺁﻱ ﻓﻴﻠﻢ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩ. ﺑﺎﺯﭘﺨــﺶ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﺤﺒــﻮﺏ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﻲ، ﺍﺯﺟﻤﻠﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﻱ ﻫﻤﻴﺸــﮕﻲ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﺷــﺒﻜﻪ ﻫﺎﻱ ﺫﻛﺮ ﺷﺪﻩ، ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻠﺐ ﻧﻈﺮ ﺩﻭﺳــﺘﺪﺍﺭﺍﻥ ﻧﻮﺳــﺘﺎﻟﮋﻱ ﻭ ﻧﻴﺰ ﺁﺷــﻨﺎﻳﻲ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻥ ﻛﻢ ﺳــﻦ ﻭ ﺳــﺎﻝ ﺗﺮ ﺑﺎ ﺁﺛﺎﺭ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﻲ ﺍﺳﺖ. ﺁﻱ ﻓﻴﻠﻢ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﻴﺸﺮﻭ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺨﺶ ﻣﻬﻤﻲ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺳﺮﻳﺎﻝ ﺳــﺎﺯﻱ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﻴﺮ ﺭﻭﻱ ﺁﻧﺘﻦ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﻧﻴﺎﺯ ﺫﺍﺗﻲ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣ ﻪﻫﺎﻱ ﺗﻮﻟﻴﺪﻱ ﻭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﺁﻱ ﻓﻴﻠﻢ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻨﺪ. "ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ"، ﺳــﺎﺧﺘﻪ ﺣﺠﺖ ﻗﺎﺳــﻢ ﺯﺍﺩﻩ ﻧﺨﺴــﺘﻴﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪﻱ ﺍﻳﻦ ﺷــﺒﻜﻪ ﺍﺳــﺖ ﻛﻪ ﺑﺘﺎﺯﮔﻲ ﭘﺨﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﻏﺎﺯ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺴــﺘﻪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﺎ ﺑﻴﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻛﻨﺪ. ﻛﺎﺭﻱ ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﻗﺼﻪ ﺩﺭﻫﻢ ﺗﻨﻴﺪﻩ ﺷــﺪﻩ ﻛﻪ ﻫﺮﻳﻚ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ ﺷــﻜﻞ ﻣﺠﺰﺍ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺷــﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻧﺪ. ﺍﻳﺪﻩ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺩﻫﻪ ﺍﺧﻴﺮ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺭ ﺳــﻴﻨﻤﺎﻱ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎﺏ ﻭ ﺳــﭙﺲ ﭘﺎﻳﺶ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋ ﻪﻫﺎﻱ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﻲ ﺑﺎﺯ ﺷــﺪ. ﻗﺎﺳﻢ ﺯﺍﺩﻩ ﻛﻪ ﭼﻨﺪ ﺗﻠﻪ ﻓﻴﻠﻢ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺷﻴﻮﻩ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﺑﺨﻮﺑﻲ ﺑﺎ ﺯﻳﺮ ﻭ ﺑﻢ ﺁﻥ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ، ﺍﻳﻦ ﺷﻴﻮﻩ ﺭﺍ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﻳﻚ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﻲ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﻳﺮ ﻛﺸــﻴﺪﻩ ﺍﺳــﺖ. ﺭﻭﻳﺎ ﻏﻔﺎﺭﻱ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﻮﻳﺴــﻨﺪﻩ ﻓﻴﻠﻤﻨﺎﻣﻪ، ﭼﻬﺎﺭ ﻗﺼﻪ ﻣﻮﺍﺯﻱ ﻫﻢ ﺭﺍ ﭘﻴﺶ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻳﻚ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﭘﺮﺩﺍﺯﻱ ﺩﺭﺳــﺖ ﻭ ﺍﺳــﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻫﺮﻳﻚ ﺍﺯ ﻗﺼﻪ ﻫﺎﻱ ﻳﺎﺩﺷــﺪﻩ ﺟﺬﺍﺑﻴﺖ ﻭ ﻋﻤﻖ ﺑﺨﺸــﻴﺪﻩ ﺍﺳــﺖ. ﺩﺍﺳــﺘﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﻲ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻋﻠﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺎﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺩﺭﮔﻴﺮﻱ ﻫﻤﻜﻼﺳﻲ ﺍﺵ (ﺳﻴﻨﺎ) ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﺣﺎﻝ ﺩﺭ ﺁﺳﺘﺎﻧﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ. ﻏﻔﺎﺭﻱ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻗﺼﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭﺝ ﺁﻏﺎﺯ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻘﺪﻣ ﻪﭼﻴﻨﻲ ﻫﺎﻱ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺁﻥ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﻭﻱ ﺭﻭﻱ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺣﺴﺎﺳﻴﺖ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺰﻱ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻗﺼﺎﺹ ﻧﻔﺲ ﺑﺨﻮﺑﻲ ﻣﺎﻧﻮﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﺸــﺪﺕ ﺍﺯ ﻗﻀــﺎﻭﺕ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺑــﺎﺭﻩ ﭘﺮﻫﻴــﺰ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻥ ﺧﻮﻳﺶ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻧﮕﺎﻩ ﻏﻤﺨﻮﺍﺭﺍﻧﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻱ ﺍﺳــﺖ ﻛﻪ ﺗﺎﺛﻴﺮﻱ ﻋﻤﻴﻖ ﺑﺮﺟﺎﻱ ﮔﺬﺍﺷــﺘﻪ ﻭ ﺑﻴﻨﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒــﺎﻁ ﺑﺎ ﺧﺸــﻢ  ﺑﻪ ﻓﻜﺮ ﻭﺍﻣــﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﻭﺍﻗﻊ ﮔﺮﺍﻳﻲ ﺣﺎﻛﻢ ﺑــﺮ ﺍﻳــﻦ ﺑﺨﺶ ﻫــﺎ ﺗﺎﺛﻴﺮﮔﺬﺍﺭﻱ ﺭﺍ ﭼﻨــﺪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻛﻴﻔﻴــﺖ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰﺗﺮﻱ ﺩﺭ ﻗﻴﺎﺱ ﺑﺎ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﺸــﺎﺑﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳــﺖ. ﺑﻪ ﻣﻮﺍﺯﺍﺕ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺳــﺘﺎﻥ ﺗﻜﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ، ﻛﻪ ﺑﺨــﺶ ﻣﺮﺑــﻮﻁ ﺑﻪ ﺍﺟﺮﺍﻱ ﺣﻜﻢ ﻗﺼﺎﺻﺶ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺩﺭﺁﻣﺪﻩ، ﺷﺎﻫﺪ ﺳﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﺑﺎ ﻣﺤﻮﺭﻳﺖ ﻳﻚ ﺧﻼﻓﻜﺎﺭ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﺩﺍﺭ ﺁﺱ ﻭ ﭘﺎﺱ،ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﺳﺘﺎﻧﻪ ﺟﺪﺍﻳﻲ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺳــﺎﻧﺤﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﻲ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺷــﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳــﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﻲ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺳــﺮﺩﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮ (ﺷﻴﺪﺍ ﻭ ﺷﻴﻮﺍ) ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺑﻘﻴﻪ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﺩﺭﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺩﻳﺎﻟﻮگ ﻫﺎﻱ ﺭﻭﺍﻥ ﻭ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﮔﺸــﺘﻲ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻧﻮﺷــﺘﻪ ﺷــﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ ﺭﺳﺪ ﺩﻭ ﺩﺍﺳــﺘﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺷــﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺣﻠﻘﻪ ﻭﺍﺳﻄﻲ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﺮﺍﺩ (ﺟﺎﻋﻞ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻛﻨﻮﻧﻲ ﭘﺴﺮ ﺧﺮﺩﺳﺎﻝ ﻣﻬﻨﺪﺱ) ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺘﺼﻞ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﮔﺮﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺧﻮﺭﺩ. ﻗﺎﺳﻢ ﺯﺍﺩﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻗﺼﻪ ﺷﻠﻮﻍ ﻭ ﭘﺮﺷﺨﺼﻴﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺷﻴﻮﻩ ﻏﻴﺮﺧﻄﻲ ﭘﺮﻫﻴﺰ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻥ ﻋﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮﺩﺭﮔﻤﻲ ﻣﻴﺎﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺷــﺨﺼﻴﺖ ﻫﺎ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳــﺖ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺳــﺘﺜﻨﺎ، ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺳــﻜﺎﻧﺲ ﻧﺨﺴﺖ ﺑﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﺍﻱ ﺍﺳــﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻋﻠﻲ، ﺩﺍﺧﻞ ﺳــﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﺑــﻪ ﻫــﻮﺵ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ ﻭ ﺗﻘﺎﺿﺎﻱ ﻛﻤﻚ ﻣ ﻲﻛﻨﺪ؛ ﺍﺗﻔﺎﻗﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻗﺴــﻤﺖ ﺷﺸــﻢ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺟﺮﺍﻱ ﺣﻜﻢ ﻗﺼﺎﺹ ﺷﺎﻫﺪ ﺁﻥ ﻫﺴــﺘﻴﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺨــﺶ ﻣﻬﻤــﻲ ﺍﺯ ﻏﺎﻓﻠﮕﻴــﺮﻱ ﺻﺤﻨﻪ ﻳﺎﺩﺷﺪﻩ ﻛﺎﺳﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﻗﺎﺳــﻢ ﺯﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﻣ ﻲﺗــﻮﺍﻥ ﺳــﻴﻨﻤﺎﻳﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﻛﺎﺭﮔﺮﺩﺍﻥ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳــﻮﻥ ﺑــﻪ ﺣﺴــﺎﺏ ﺁﻭﺭﺩ ﻛﻪ ﺍﻳــﻦ ﻣﻬﻢ ﺩﺭ ﺗ ﻚﺗﻚ ﭘﻼﻥ ﻫﺎﻱ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ ﻧﻴﺰ ﺑﻮﺿﻮﺡ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﺸــﺎﻫﺪﻩ ﺍﺳــﺖ. ﺍﻭﺝ ﻛﺎﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﻜﺎﻧﺲ ﻫﻮﻟﻨﺎﻙ ﻭ ﺗﺎﺛﻴﺮﮔﺬﺍﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺑﺨﺶ ﻣﻬﻤﻲ ﺍﺯ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻭﺍﻻﻳﺶ ﺭﺍ ﻣﺪﻳﻮﻥ ﻗﺎﺳﻢ ﺯﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻛﺎﺭﮔﺮﺩﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺩ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﻳﮕﺮﺍﻧﻲ ﺑﺎ ﻃﻴﻒ ﻫﺎﻱ ﺳﻨﻲ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻧﻴﺎﺯ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻛﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﻧﻴﺰ ﺳﻪ ﻧﺴﻞ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﻳﺰ ﭘﻮﺭﺣﺴﻴﻨﻲ ﻭ ﺭﻭﻳﺎ ﺗﻴﻤﻮﺭﻳﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﺍﻣﻴﺮ ﺁﻗﺎﻳﻲ، ﺑﻬﻨﺎﺯ ﺟﻌﻔﺮﻱ، ﺭﻭﺯﺑﻪ ﺣﺼﺎﺭﻱ، ﺷﻴﻤﺎ ﻧﻴﻜﭙﻮﺭ ﻭ ﻣﺘﻴﻦ ﺳــﺘﻮﺩﻩ ﻛﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳــﺖ. ﻧﻜﺘﻪ ﻛﻠﻴﺪﻱ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﮔﺮﻭﻩ ﺑﺎﺯﻳﮕﺮﺍﻥ، ﻳﻜﺪﺳــﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎﺯﻱ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻮﺳﺎﻥ ﺍﻧﺪﻙ ﻣﻴﺎﻧﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﻪ ﻛﻠﻴﺖ ﻛﺎﺭ ﺑﺨﺸﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﺠﻤﻮﻋــﻪ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧــﻲ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﺨﺴــﺘﻴﻦ ﺳــﺮﻳﺎﻝ ﺷــﺒﻜﻪ ﺁﻱ ﻓﻴﻠﻢ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﻮﻓﻖ ﻭ ﻗﺎﺑ ﻞ ﺍﻋﺘﻨﺎﻳﻲ ﺍﺳــﺖ ﻛــﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧــﺪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮﻟﻴــﺪﺍﺕ ﺑﻌﺪﻱ ﺑﺎﺯ ﻭ ﺑــﻪ ﻛﺎﻫﺶ ﺑﺎﺯﭘﺨــﺶ ﻣﺠﻤﻮﻋ ﻪﻫﺎﻱ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﻲ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﻛﻤﻚ ﺷﺎﻳﺎﻧﻲ ﻛﻨﺪ.

[ يکشنبه 6 بهمن 1392 ] [ 9:41 ] [ زهرا ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب

Up Page
کد پرش به بالای صفحه وب
کد متحرک سازی عنوان وب سایت
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر